بیچاره دوستام
احساس خيس سابق
هورا داداشی کوچولو جونم برگشته فکر کردم رفتی خارج زن خارجی گرفتی نمیزاره بیای نت من دلم یه ذره شده برای حرف زدن با تو اما چه کنم که اینجا ایمیل باکس ها رو بستن تنها راه ارتباط همون چت کردنه یا کامنت گذاشتن می دونی داداش اون قدیماکه خواهر کوچولوت بودم فکر می کردم تو این همه غصه رو از کجا آوردی حالا می فهمم اینا غصه بود بدبختی آدم بزرگا بود که حالا گریبان خودمم گرفت کاشکی جفتمون عاشق هیچ کس نمیشدیم باورتون نمیشه دیروز چی دیدم؟ می تونید حدس بزنید؟ گزینه ۱: گزینه۲: گزینه۳: گزینه ۴: پاسخ صحیح گزینه ۵(هیچ کدام) است دیروز یه تصادف دیدم یه ماشین در کمال آرامش و بدون هیچ دلیلی (نه گربه ای پریده بود جلوش مردم هم که انگار مثل من تا حالا تصادف ندیده بودند سریع گوشی هاشون رو در آوردن و شروع کردن از صحنه جنایت تصویر برداری کردن( این کارشون چندتا حکمت داشت که بنا به سلیقه خودتون می تونید یکیش رو برگزینید ۱.تازه گوشی خریده بودن می خواستن بگن ملت ما هم بعد صفور سرکوچه رفتیم گوشی خریدیم ۲.می خواستن مطمئن شن تا وقتی راهنمایی رانندگی میرسه صحنه جرم تغییری نمی کنه ۳.از این حکمتش منم خبر ندارم اگه شما چیزی فهمیدید به منم خبر بدید) خلاصه تو این هیرو بیر یه پسره(از این فشنهاش حکمت اول: بالاخره شهر کوچیکه و مردم شهر هم که عشق بلوتوث و شاید خدا قسمت کرد و فیلم این شازده به دست یه دختر ترگل ورگل رسید و .... حکمت دوم:شاید فیلم مورد بحث به روئیت دوست دختر سابق شازده رسید و حسابی سوزوندش حکمت سوم: جنس خراب این پرای شاهین شهر و فقط خودشون می شناسن من چه می دنم چه قصد و قرض شومی از این امر داشته






نه ماشینی از عقب بهش زده بود نه از جلو خورده بود
نه بادی از سمتی می وزید و نه جاده ای لغزنده بود) همین جوری الکی از مسیر منحرف شده بود و با یه پشتک باروی قشنگ وارونه تو پیاده رو نشسته بود
و به دوربین گوشی هایی که ازش فیلم می گرفتن
لبخند میزد دست تکون میداد


) سعی داشت به زور خودش رو تو کادر دوربین ملت جا کنه و به محض اینکه بزور
مخاطب این دوربین ها قرار می گرفت دستی به زلفهاش می کشید
و لبخند ژکوندی تحویل میداد
که البته از اون جایی که هیچ کار ایرانی ها بی حکمت نیست کار این شازده پسر هم بی حکمت نبود


| Design By : Night Skin |

